السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
357
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
556 - ( 7 ) يحيى حذّاء - كفاش - گويد : « به امام كاظم عليه السلام گفتم : چه بسا در حضور پدرم چيزى مىخرم و مىبينم كه پدرم ناراحت مىشود . امام عليه السلام فرمود : پدرت را [ هنگام معامله ] از خود دور كن و در حضورش چيزى نخر و هرگاه از كسى طلبكار بودى ، از او بخواه كه حتماً اينگونه بنويسد : فلانى فرزند فلانى با دست خط خود نوشت و خداوند را برخود گواه گرفت و خداوند براى گواهى كافى است . پس او حتماً آن را در حيات خود يا پس از مرگش پرداخت خواهد كرد . » ارجاعات گذشت : در روايت بيست و سوم از باب يكم از بابهاى كسبهاى روا و ناروا ، فرمودهء معصوم عليه السلام كه : « چاره انسان در كار و كسب اوست . » باب 50 كراهت ارزان خريدن مال ديگران 557 - ( 1 ) اسماعيل بن عبدالله قرشى گويد : « مردى نزد امام صادق عليه السلام آمد و گفت : اى فرزند رسول خدا ! درخواب ديدم كه گويا بيرون شهر كوفه در جايى كه مىشناسم بودم و گويا شبح چوبى يا مردى از چوب تراشيده سوار بر اسب چوبى با شمشيرش [ به من به عنوان تهديد ] اشاره مىكرد و من ترسان و هراسان او را مشاهده مىكردم ! امام عليه السلام فرمود : تو تصميم بر سرقت معاش شخصى را دارى . پس از خدايى كه تو را آفريد و سپس مىميراند بترس ! آن مرد گفت : گواهى مىدهم كه تو از دانش فراوانى برخوردارى و اين مطلب را از سرچشمهاش به دست آوردى . اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله ! واقعيت اين تعبير را به شما مىگويم . يكى از همسايگانم نزد من آمد و مزرعهاى را براى فروش به من عرضه كرد و من چون مىدانستم مشترى ديگرى بهجز من ندارد ، تصميم گرفتم آن را به مبلغ زيادى زير قيمت بخرم . امام عليه السلام پرسيد : آيا دوستت ولايت ما را دارد و از دشمنانمان بيزار است ؟ آن مرد گفت : آرى ، اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله ! او مردى بابصيرت و ديندار است و من در پيشگاه خدا و شما از تصميم پيشين خود توبه مىكنم . اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله ! به من بگو كه اگر از دشمنان شما بود ، فريب وى براى من جايز بود ؟ امام عليه السلام فرمود : امانت را به كسى كه تو را امين شمرده و از تو انتظار خيرخواهى دارد ، بازگردان ؛ هرچند قاتل امام حسين عليه السلام باشد . » ارجاعات و باب چهاردهم و باب چهل و يكم از بابهاى مستحبات تاجر را ملاحظه كنيد .